تبليغاتX
کوچه باریکه
سلام. این کپی و پیست کردن آدم رو تنبل مبیکنه. ولی خوب وقتی دوست عزیزی که از سینما هم سررشته ای داره و قلاده های طلا رو هم دیده مطلبه موجز و مفید درباره اش می نگاره چه جای قلم زنی حقیر می مونه که نه از سینما سررشته ای داره و نه هنوز فیلم رو دیده؟پس این مطلب رو که از وبلاگ دوست ارجمندم محمد صادق سرمست برداشته ام بخوانید تا با قلاده هآشنا شوید.


کارگردان:
ابوالقاسم طالبی


تهیه کننده:
محمد خزاعی

بازیگران:
امين حيايي، محمدرضا شريفي‌نيا، حميدرضا پگاه، علي رام نورايي، نيلوفر خوش‌خلق، دكتر محمود عزيزي، حسين سحرخيز، اكبر سنگي، مهدي صبايي و ...

خلاصه داستان:
فیلمی است که با نگاه متفاوت و از یک زاویه جدید به مسائل انتخابات ۸۸ می‌پردازد.

سایر عوامل:
صداگذاری: عباس رستگارپور فیلمبرداری: امیر کریمی طراحی: غفار رضايي ، سارا خالدي گریم: محمدرضا قومي عکاسی: كوروش پيرو تهیه کننده : محمد خزاعي نویسنده: ابوالقاسم طالبي



فیلم "قلاده های طلا" یک فیلم سیاسی با محوریت انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ است که با نگاهی واقع بینانه و منصفانه حوادث را به تصویر کشیده.

به گفته منتقدان "قلاده های طلا" اثری پر کشش و جذاب است که تمامی فاکتور های یک فیلم سینمایی قوی را دارد.ساخت خوب ، داستان خوب ، بازی خوب بازیگران ، جلوه های ویژه و موسیقی و تصویر برداری خوب باعث شده تا قلاده های طلا جذابیت فوق العاده ای برای مخاطبین داشته باشد. از دیگر جنبه هایی که باعث کشش و جذابیت قلاده های طلا شده داستان پلیسی و معما گونه آن است که بیننده تا دقایق پایانی به دنبال شخصیت منفی فیلم است.

گذشته از جنبه های سینمایی و هنری ، "قلاده های طلا" سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران است در این فیلم از طرفی مستقیما به یک رویداد سیاسی و یک خرابکاری عظیم امنیتی اشاره شده که مشابه آن در گذشته به ندرت وجود داشته یا اینقدر پررنگ نبوده .

ازطرف دیگر این فیلم با نام بردن از شخصیت های رده بالای سیاسی کاری بی سابقه را انجامی داده و صراحتا به جایگاه و نقش اشخاصی مثل هاشمی رفسنجانی و خانواده اش یا محمد خاتمی در قضایای سال ۸۸ اشاره کرده و همین صراحت در بیان حوادث و رویدادها این فیلم را به اوج رسانده

یکی دیگر از نقاط قوت فیلم قلاده های طلا صحنه های خیابانی آن است ، صحنه های مربوط به آشوب های خیابانی سال ۸۸ و حمله فتنه گران به پایگاه بسیج به حدی طبیعی ساخته شده که مخاطب گمان می کند از تصاویر واقعی آرشیوی استفاده شده

+ نوشته شده در یکشنبه 13 فروردین1391ساعت 0 قبل از ظهر توسط یاسین |

 سلام. سال نو مبارک

بعد از چند ماه بی مطلبی نتونستم تحمل کنم و برای این فیلم در این ساعت اوج بیننده سال چیزی ننویسم. البته خوشحالم که دوستی تا حدودی زحمت نقدی رو از دوش ما برداشت!

فیلم ورود آقایان ممنوع آنقدر چرت و پرت هست که آدم نتونه جلوی پخشش از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ساکت بشینه. وا...قعا برای ناظر پخشش متاسفم!!!

اما نقد از آقای رضا پور شیخ و وبلاگ ایشونه.

..............................................................................................................................................

نام فیلم ترغیب کننده است تا هم آقایان و هم خانمها از روی کنجکاوی فیلم را ببینند
نشان دادن حباب لامپ با اسم بهاره رهنما
دستگاه کارت خوان در مدرسه قدیمی در تیتراژ
درون مدرسه سرد و پاییز و باد و بعد از زنگ بهار و درختان سبز و بیرون با نشاط و نورکافی....
ایستادن ماشین اولیا در زیر تابلو توقف ممنوع
مزاحمت پسر ها با ماشین بدون پلاک
فال گوش ایستادن دانش آموزان پشت درب اتاق مدیر مدرسه( گناه کبیره است).
اخراج دانش آموز بعلت عقد کردن که قانون مدرسه است و ورود او به مدرسه با موافقت مدیر تغییر کرده در آخر فیلم
مدیر محجبه نشانه عقده ای بودن؛ کینه ای بودن؛ غرور و خود رای بودن است؟
همین مدیر وقتی آخر فیلم آرایش می کند می شود منقلب و انقلاب کننده و پیشرفته و باکلاس و ... محبوب؟
چرا باید معلم شیمی حامله در کنار دانش آموزان داد بزند: ای وای کیسه آبم پاره شد؟

آیا علت شاد بودن دکتر و محیط بیمارستان بهمن خوش و بش کردن و ... زدن دکتر با پرستاران جوان است و علت خشک بودن آموزش و پرورش جدا بودن کادر خانم ها از آقایان است؟
خانم شیمی دو قلو زائیده یا گاو ما دوقلو زائیده؟
این مدرسه دولتی است یا غیر انتفاعی؟ دست مدیر اینقدر باز استدر بکار گیری نیرو و یا اخراج آن.... در حالیکه در آن بظاهر اردو خانم مدیر در حال مطالعه روز نامه همشهری است که روی آن درشت نوشته شده مجلس با استخدام و بکارگیری نیرو در آموزش و پرورش مخالفت کرد..... میتوانید ارتباط این متن که دوربین 10 ثانیه روی آن توقف کرده با داستان این فیلم پیدا کنید؟
مدیر به هر علتی با مردان مخالفت است و شعار خود را با شعار آقای... و طرح رجال سیاسی مطرح می کند و در تمام دفتر مدرسه عکس خانم های مشهور و بظاهر مطرح هندی ؛ پاکستانی و ایرانی گذاشته است و ....این بار در فیلم پسر آدم و دختر حوا توسط همین کارگردان بعنوان وکیل مدافع خانم ها مطرح شده که .... عواقب آن بارها در رسانه ها بررسی گشت ولی چرا این بار وارد آموزش و پرورش شد و کسی عکس العمل نشان نداد؟

عدم رعایت قانون راهنمایی و رانندگی توسط مدیر مدرسه و حس خود برتر بینی در همه جا حتی در جامعه
متلک های بین مدیران مدرسه پسرانه و دخترانه کمی بی ادبانه و غیر فرهنگی است
توهین و تمسخر کردن در مدرسه امری عادی است از مدیر تا معلم و حتی دانش آموزان با الفاظ:
کوتوله، خنگ؛ چولمنگ؛ شوت؛ دزد؛ و.....
دروغ گفتن مدیر در اداره که : من کیفم را جا گذاشتم در حالیکه کیفش رو دوشش است
شربت معده ؛ کنترل ماشین شاسی بلند مدیر و چوب تنبیه همه کنار دست مدیر مدرسه است در حالیکه او سخت مدیر است.
آخر فیلم آقای جبلی و خانم مدیر با هم شروع می کنند به مباحثه پشت در بسته اتاق که: آیا تو خواستگاری کردی یا من موضوع را بسیار وقیحانه پیش می برد تا اینکه آخر بحث و جدل بی منطقی خود یک صحبت و نظر شخصی که قد شما کوتاست را تبدیل می کند به آقا ساکت تو اخراجی .... درست است در ادارات و ارگان های ما تا شخصی به مسئولیت می رسد لیست پاک می کند و افراد کار آمد را بعنوان جناحی و یا... از کار برکنار می کند ولی در این مورد کمی تند رفته است و کارگردان مدیر را بسیار بی منطق و بی جنیبه و عقد ه ای معرفی کرده است نمیخواهم بگویم در مدارس اینچنین مدیرانی نداریم اما به اینگونه معلمان و مدیران را به باد تمسخر و تحقیر گرفتن درست نیست مسئولین آموزش و پروش خوابند و یا در حال ایجاد تحول بنیادین در آموزش سخت افزاری هستند ؟ یا خود را برای تکریم مقام شامخ معلم در اردیبهشت ماه آماده می کنند؟
این جمله یکی از معلمان به مدیر است: جبلی که گناهی ندارد دختران این دوره زمانه هار شدند.
حرمت نگه داشتن و احترام به والدین و نشستن کنار آنها و رعایت ادب هنگام صحبت کردن پریا با پدرش در طول فیلم بد آموزی دارد که اگر هم واقعیت داشته باشد باید به تصویر در نیاید احترام به والدین واجب است
در مدرسه 4 نفر توطئه می کنند بر علیه مدیر تا او خودش را وا دهد سر دسته و رهبر و راهنمای ایشان یک چادری است شما را در جریان سال 1388 یاد چه کسی می اندازد؟

جواب سلام واجب است چرا مدیر در راهرو راه می رود جواب سلام کسی را جز معلم مرد نمی دهد؟
مرد نباید به زن سلام بدهد
آشفتگی موی جبلی دلیل چیست؟ مجرد بودن؟ معلم بودن؟ و ...
والیبال بازی کردی زن غریبه با مرد غریبه بماند ولی توطئه کردن و غیبت دیگران کردن ونقشه کشیدن بر علیه دیگران و تهمت زدن و ... اینها گناه کبیره است گریه دارد نه خنده
زشتی گناه را زیبا نشان دادن می شود هنر است؟ دختر به مدیر می گوید: سحر مگر چه گناهی کرده است ؟ او فقط عقد کرده هنوز که کاری نکرده اگر مثل بقیه مخفی می کرد و چیزی نمی گفت و کسی نمی فهمید بهتر بود و یا الان که خودش آمده راستش را گفته؟

+ نوشته شده در دوشنبه 29 اسفند1390ساعت 11 بعد از ظهر توسط یاسین |

بسم رب الشهدا



پیشکش به

همه شهدای جهاد علمی

و به یاد شهید مصطفی احمدی روشن

و برای این خاک و انقلابی که با خون آنها تضمین شده است





سهم تو از بهار اگر غم شود چه باک؟!

چشمت اگر که چشمه ی شبنم شود چه باک؟!

ای خاک! ریشه های تو با خون عجین شده ست

سهم ات اگر که خون دمادم شود چه باک؟!

از تو هزار سیل خروشان گذشته است

حالا اگر که بارش نم نم شود چه باک؟!

دست تبر رسید و درختی بریده شد

از باغ ما درختی اگر کم شود چه باک؟!

با مستی شراب نه، با تلخی اش خوشیم

پیمانه ها تمام اگر سم شود چه باک؟!

شهری که گوشه گوشه ی آن مجلس عزاست

یکسر اگر که خیمه ی ماتم شود چه باک؟!

تقویم عشق، دم به دم اش وقت روضه است

هر روز اگر که وقف محرم شود چه باک؟!



سید محمد مهدی شفیعی. 23 دی ماه 1390

و در وبلاگ این دوست ارجمند آقای قصری فر می تونید لینک وبلاگهایی رو که برای این شهید ظرف همین چند روز اشعاری رو سروده اند ببینید.
+ نوشته شده در شنبه 24 دی1390ساعت 4 بعد از ظهر توسط یاسین |

بسی ناسزتها بسیجی شنید                    صبوری نمود و بصیرت گزید

به لطف خدا چون که دی ماه شد                    دل خلق از آن فتنه آگاه شد

       به روز نهم محشری شد به پا                    تو گویی زمین لرزد از این سپاه

  خدایا به این خلق بی واهمه                    عیان کن رخ مهدی فاطمه

این ابیات زیبا رو برادر عزیزم آقای راهی (م.ص.س.ش) برایم فرستاده. البته شاعر رو متاسفانه نمی شناسم. براش دعا می کنم.

+ نوشته شده در جمعه 9 دی1390ساعت 2 بعد از ظهر توسط یاسین |

بسم الله


به قمر بنی هاشم(ع) :

 

افتاده بود در تب کشف و شهود دست

وقتی که برد در نفس گرم رود دست

 

با دست پر اگرچه به ساحل رسید رود

دریا کشید از عطش سرخ رود دست

 

دریا گرفته بود مسیر حرم ولی

افتاد پیش برق نگاه عمود دست

 

پیچید در سکوت بیابان اذان آب

بر خاک سر گذاشت به رسم سجود دست

 

آنجا تمامِ قامت دریا به سجده رفت

افسوس تکیه گاه سجودش نبود دست

 

باران گرفته بود که آرام میکشید

بر روی ماه، حضرت یاس کبود، دست


آذر
1389
و باز هم از دوست ارجمندم سید محمد مهدی شفیعی
+ نوشته شده در چهارشنبه 16 آذر1390ساعت 9 قبل از ظهر توسط یاسین |